کتاب «زنان توی دیوار» اثر ایمی لوکاویکس یک رمان وحشت گوتیک برای نوجوان هاست که بیشتر از جامپ اسکر و ترس لحظه ای، می رود سراغ یک اضطراب آرام و طولانی. قصه توی یک عمارت قدیمی و ویکتوریایی وسط جنگل می گذرد؛ خانه ای که انگار بیرون از زمان مانده و هر گوشه اش یک راز نصفه و نیمه قایم کرده. راوی داستان لوسی آکوستاست؛ دختری که تقریبا تمام عمرش را داخل همین خانه گذرانده و دنیا را بیشتر از پشت پنجره ها می شناسد. پدرش سرد و دور از اوست، مادر سال ها پیش از دنیا رفته و نبودنش مثل یک سایه روی زندگی همه افتاده، و تنها دلخوشی واقعی لوسی عمه پنه لوپه است که کمی به این فضای سنگین گرما می دهد.
اما وقتی پنه لوپه یک دفعه بی هیچ توضیحی در جنگل اطراف عمارت ناپدید می شود، همه چیز از ریخت می افتد. بعد از آن کم کم رفتار مارگارت، دخترعمه لوسی، عجیب می شود؛ بیشتر وقتش را در بخش های دورافتاده خانه می چرخد و می گوید از داخل دیوارها صدا می شنود. اولش فقط زمزمه هایی مبهم است، ولی کم کم صداها واضح تر می شوند و انگار قصه های چند زن از دل دیوارها بیرون می آید. این جا خانه دیگر فقط یک ساختمان ترسناک نیست؛ تبدیل می شود به جایی که گذشته را مثل یک حافظه زنده توی خودش نگه داشته، حضورهایی که دیده نمی شوند اما می شود حسشان کرد و شنیدشان.
| تعداد برگ |
271 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
2016 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6008941484 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات