بعد از این که تایگرکلاو شکست مي خورد و از قبیله تاندِر تبعید مي شود، فايرهارت هنوز هم خيال راحت ندارد. او مدام حس مي کند اين دشمن خائن يک جايي در جنگل پنهان شده و فقط دنبال يک فرصت است تا ضربه اش را بزند.
اما دردسرها فقط به اين ختم نمي شود. تابستان براي فايرهارت پر از اتفاق هاي سنگين است: نشانه هاي بد و هشداردهنده، شاگردي که يک راز شوکه کننده را پنهان کرده، و رهبر قبیله اي که ديگر مثل قبل نيست و انگار فقط سايه اي از خودش مانده. از طرفي هوا هر روز داغ تر و خفه تر مي شود و همه کم کم خودشان را براي يک طوفان بزرگ آماده مي کنند.
| تعداد برگ |
320 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1400 |
| سال انتشار میلادی |
2004 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222192754 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات