فرانتس یک پسر هشت ساله است که با پدر و مادرش و برادر بزرگ ترش، یوزف، توی خیابان زنگاسه زندگی می کند. دوست نزدیکش گابی هم همسایه دیوار به دیوارشان است و فرانتس تقریبا هر روز بعد از مدرسه مجبور می شود برود خانه گابی، ناهارش را آنجا بخورد و تا عصر هم پیش او بماند. مشکل اینجاست که گابی همیشه دوست دارد همه چیز طبق حرف خودش پیش برود و فرانتس هم معمولا کوتاه می آید، تا جایی که حتی مامان گابی هم به او می گوید چرا انقدر اجازه می دهی به تو زور بگویند؟
فرانتس تصمیم می گیرد یک بار برای همیشه این مظلوم بازی را کنار بگذارد، اما درست همان موقع گابی با یک ایده تازه سراغش می آید: کارآگاه شدن! گابی می گوید می خواهد دزدها را تعقیب کند و فرانتس هم باید دستیارش باشد. حالا فرانتس مانده بین این که بالاخره روی حرف خودش بایستد یا دوباره وارد بازی های گابی شود. از آن طرف هم اصلا معلوم نیست این دزدهایی که گابی دنبالشان است کجا هستند که بخواهند گیرشان بیندازند! یک ماجرای بامزه و پر از شیطنت که هم خنده دارد و هم از زورگویی و جرئت داشتن حرف می زند.
| تعداد برگ |
119 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1400 |
| سال انتشار میلادی |
2012 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6006753393 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات