راوی این داستان کسی است که برای خودش هیچ رازی ندارد؛ نه می تواند یواشکی کاری کند، نه می تواند چیزی را از بقیه پنهان کند. اما خوب می بیند و خوب می شنود، حتی وقتی آدم ها یادشان می رود او هم همان جاست و درباره اش طوری حرف می زنند که انگار وجود ندارد. از آن بدتر، بعضی ها می آیند و رازهایشان را خیلی راحت جلوی او رو می کنند، چون مطمئن اند قرار نیست این رازها جایی لو برود.
یک روز دن هم یک راز سنگین را با او در میان می گذارد؛ رازی که به یک قتل مربوط است. حالا راوی دقیقا می داند قاتل کیست، چون خودش با اعتماد به نفس کامل همه چیز را گفته و خیال کرده این حرف ها برای همیشه پیش او می ماند. اما این دانستن، بیشتر از هر چیزی عذاب آور است: وقتی حقیقت را می دانی ولی راهی برای گفتنش نداری، چه کار می شود کرد؟ «هیچ رازی در میان نیست» یک رمان پرکشش و دلهره آور درباره راز، سکوت اجباری و حقیقتی است که پشت اعتماد پنهان شده.
| تعداد برگ |
292 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2017 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6001883910 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات