کتاب «کسی نظر کرده آسمان نیست» از اریش ماریا رمارک (انتشارات افق) یک رمان عاشقانه و تلخ و شیرین است درباره این که وقتی زمان کم می آوری، چطور تازه یاد می گیری زندگی را جدی تر دوست داشته باشی. داستان دور و بر لیلیان می چرخد؛ دختری جوان که با بیماری سل در آسایشگاهی در آلپ سوئیس روزها را می شمارد. همان جا با کلرفیت آشنا می شود؛ راننده مسابقه ای که خودش هم هر بار با خطر مرگ رو به رو است. این دو نفر از همان اول می فهمند که آینده شان تضمینی نیست، برای همین تصمیم می گیرند به جای ترسیدن، باقی روزها را زندگی کنند.
رمارک در این رمان بیشتر از این که دنبال ماجراهای پیچیده باشد، روی حس و حال آدم ها تمرکز می کند: ترس از تمام شدن، لذت لحظه های ساده، و این سوال که وقتی سرنوشت بی رحم است، عشق چه کاری از دستش برمی آید. سفرهایشان به شهرهایی مثل پاریس و رم هم فقط گردش نیست؛ تلاش است برای چنگ زدن به زندگی، حتی وقتی آسمان قرار نیست طرف کسی را بگیرد. «کسی نظر کرده آسمان نیست» هم عاشقانه است، هم انسانی و فکر برانگیز؛ کتابی که بعد از تمام شدنش، نگاهت به زمان و ارزش لحظه ها عوض می شود.
| تعداد برگ |
360 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
1961 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6223321795 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات