«دهان های گشاد» یک رمان کوتاه از محمد زفزاف، نویسنده معروف مراکشی است؛ کسی که خیلی ها او را از ستون های اصلی ادبیات مراکش می دانند. زفزاف با نگاه تیز و زبان کنایه آمیزش، زندگی آدم های معمولی را روایت می کند و از لایه های پنهان جامعه، اختلاف های طبقاتی و تناقض های ریز و درشت حرف می زند. حال و هوای داستان هم طوری است که هم واقعیت روزمره را می بینی و هم رد پای خیال و رمز و راز را.
داستان درباره نویسنده جوانی است که یک کتاب مهم در ذهنش دارد و می خواهد بالاخره بنویسدش، اما از هر طرف تحت فشار است. مادرش زنی سنتی و سرسخت است که تنها آرزویش ازدواج پسرش و داشتن یک زندگی به قول خودش سر و سامان دار است، و اصلا نمی فهمد نویسنده شدن یعنی چه. از آن طرف، معشوقه اش از او یک داستان عاشقانه سرگرم کننده می خواهد، ولی او باور دارد قصه هایش قرار نیست پایان خوش داشته باشند. روایت از چند زاویه جلو می رود؛ یک جا از نگاه مادر، یک جا از نگاه معشوق، و گاهی هم از چشم آدم های کافه ای که نویسنده را همیشه کنار پنجره با قهوه در دست می بینند. همین چند صدایی بودن، کتاب را جذاب تر و تامل برانگیزتر می کند.
| تعداد برگ |
84 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
1998 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6223321054 |
| قطع |
پالتویی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات