ماجرای رمان ربکا از مونته کارلو شروع می شود؛ جایی که یک دختر جوان و ساده که از کودکی یتیم بوده و سال ها مثل یک همراه و خدمتکار زندگی کرده، ناگهان با پیشنهاد ازدواج غیرمنتظره ماکسیم دو وینتر روبه رو می شود. ماکسیم مردی جذاب و بی پرواست و این اتفاق برای دختر آن قدر شبیه رویاست که خودش هم باورش سختش می شود. اما این خوشحالی خیلی زود با ورود به دنیای تازه اش رنگ دیگری می گیرد.
وقتی عروس جوان پا به عمارت بزرگ ماندرلی می گذارد، می فهمد گذشته قرار نیست رهایشان کند. همه چیز هنوز بوی همسر قبلی ماکسیم را می دهد؛ ربکا، زنی زیبا که با وجود مرگش انگار هنوز در خانه زندگی می کند: اتاق ها دست نخورده، وسایل مرتب و خدمتکاری سرد و مرموز به نام خانم دانورس که هنوز هم دلش با ربکاست. دختر که از شوهرش و گذشته اش چیز زیادی نمی داند، کم کم درگیر سایه ربکا و رازهای ماندرلی می شود و با ترس و کنجکاوی دنبال این می رود که حقیقت مرگ ربکا و آنچه پشت پرده مانده را بفهمد.
| تعداد برگ |
704 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
1938 |
| نوع جلد |
زرکوب |
| شابک |
978-9643697570 |
| قطع |
جیبی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات