«روز هزار ساعت دارد» نوشتۀ فریدون حیدری ملک میان (نشر افق) یک رمان متفاوت و خوش لحن است که چند سال بعد از انتشار اولش، در سال ۱۴۰۳ با چاپ و ظاهر تازه دوباره به بازار برگشته. چیزی که از همان صفحه های اول توی چشم می آید زبان خاص و آهنگین کتاب است؛ نویسنده با جمله های کوتاه و بلند ریتم داستان را مدام تغییر می دهد و گاهی آرام و خیال انگیز پیش می رود و گاهی تند و پرتنش. توی این مسیر هم فقط به فارسی معمولی بسنده نمی کند و از فارسی کلاسیک و واژه ها و اصطلاحات محلی (دیلمی) هم کمک می گیرد، برای همین کتاب بیشتر از اینکه فقط قصه بگوید، روی «زبان» بنا شده و حال و هوای شاعرانه دارد.
راوی داستان در یک روز شوم در ملک میان به دنیا می آید؛ آدمی شبیه درویش های دنیاگرد که انگار نوشتن و پیش بینی کردن از اول در سرنوشتش بوده. قصه در اصل درباره دلشوره ها و درگیری های آدمی است که ناچار می شود از زادگاهش دل بکند و دنبال جایی بگردد که بالاخره توش آرامش پیدا کند. این رمان را می شود یک نمونه درخشان از ادبیات اقلیمی دانست: فضایی بومی اما رویاوار، شخصیت هایی که رنگ و بوی همان اقلیم را دارند، و نگاهی که نشان می دهد فرهنگ و باورهای محلی چطور روی رابطه های انسانی و تصمیم های آدم ها اثر می گذارد. اگر رمان های غیرکلیشه ای با حال و هوای اسطوره ای و نثر متفاوت دوست داری، احتمال زیاد از این کتاب لذت می بری.
| تعداد برگ |
176 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9643695262 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات