«همین طور که می میرم» (گور به گور) از ویلیام فاکنر، یک رمان متفاوت و درگیر کننده است که قصه سفر عجیب و سخت خانواده بوندرن را تعریف می کند؛ خانواده ای روستایی و فقیر که می خواهند طبق وصیت مادرشان، آدی، او را به شهر جفرسون در می سی سی پی ببرند و همان جا دفن کنند. نکته جذاب کتاب این است که داستان را فقط یک نفر نمی گوید؛ هر فصل از زبان یکی از شخصیت ها روایت می شود، حتی خود آدی هم جایی از ماجرا حرف می زند. همین باعث می شود هر اتفاق را از چند زاویه ببینی و کم کم بفهمی هر کدام از اعضای خانواده چه چیزی را پنهان می کنند و چه چیزی برایشان مهم تر است.
ماجرا از وقتی شروع می شود که آدی هنوز زنده است اما همه می دانند آخر راه نزدیک است و کش، پسر بزرگ تر، جلوی چشم او تابوت را می سازد. بعد از مرگ آدی، خانواده باید راه بیفتند اما طبیعت هم انگار با آنها سر ناسازگاری دارد؛ باران و طوفان، رودخانه های خروشان و خراب شدن مسیرها، این سفر را تبدیل به یک آزمون طاقت فرسا می کند. فاکنر در این رمان هم تلخی و تراژدی دارد و هم جاهایی طنز سیاه، و با روایت تکه تکه و پر ضرباهنگش کاری می کند که تا آخر، نتوانی کتاب را زمین بگذاری.
| تعداد برگ |
296 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1930 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6003539952 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات