کتاب «هفت خوان و خرده ای» اثر احمد اکبرپور (انتشارات افق) یک مجموعه داستان به هم پیوسته است که از چند قصه کوتاه تشکیل شده، اما آخرش می بینی همه شان مثل تکه های پازل به هم وصل می شوند و یک داستان بلند و یک دست می سازند. شخصیت اصلی، داوودِ نوجوان است؛ پسری روستایی که تازه وارد حال و هوای بلوغ شده و کلی فکر و خیال توی سرش دارد. او دوست دارد مثل دوستش کهزاد، شجاع و نترس به نظر برسد و جلوی بقیه هم ادعایش را دارد، اما ته دلش می داند ترس های خودش را دارد. یک پیشنهاد وسوسه کننده همه چیز را راه می اندازد: رفتن به شکار، آن هم بدون هیچ بزرگتری.
ماجرای همان شب شکار، شروع اتفاق هایی می شود که داستان های بعدی را هم می سازد؛ از دردسر و سوء تفاهم گرفته تا کلانتری و دعوا و چیزهایی که داوود را قدم به قدم عوض می کند. اکبرپور با زبان ساده و روان و کمی شاعرانه، خیلی طبیعی سراغ دغدغه های آشنا برای نوجوان ها می رود؛ مثل غرور، ترس، شجاعت واقعی، و درگیری های ذهنی دوران بلوغ. فصل ها کوتاه و خوش خوان اند و داستان طوری پیش می رود که نوجوان به راحتی با داوود همراه می شود و خیلی جاها خودش را جای او می گذارد.
| تعداد برگ |
96 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9643698447 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات