کتاب «هر صبح می میریم» اولین رمان سید احمد بطحایی است؛ داستانی تلخ و درگیر کننده که از دل یک زندان شروع می شود. احمد، راوی قصه، عکاس یک مجله بوده اما حالا به اتهام قتل همسر باردارش در بند محکومان به اعدام است و هر روز با ترس قصاص و سنگینی گذشته اش زندگی می کند. او بعد از یک اقدام ناموفق برای خودکشی، با مجوز روانپزشک در همان بند می ماند و انگار هر صبح دوباره می میرد؛ نه فقط از ترس مرگ، بلکه از عذاب وجدان و سوال هایی که رهایش نمی کنند.
نویسنده همزمان دو خط داستانی را جلو می برد: رابطه احمد و مریم از یک طرف، و روایت «تاوان» با حال و هوای داستان ابراهیم و اسماعیل از طرف دیگر. این دو روایت کم کم روی هم می افتند و کاری می کنند که احمد خودش را شبیه قربانی ای ببیند که راهی جز پذیرفتن سرنوشت و امید بستن به بخشش ندارد. رمان در سه بخش روایت می شود: روزگار جهنم، روزگار برزخ و روزگار دنیا؛ و همین چینش خاص کمک می کند بفهمیم جهنم گاهی همان چیزی است که آدم در همین دنیا با وجدانش تجربه می کند. اگر رمان ایرانی با مضمون اجتماعی و لایه های دینی دوست دارید، این کتاب انتخاب مناسبی است.
| تعداد برگ |
200 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9643699390 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات