سورنا پسر بزرگ پادشاه است و از وقتی مادرش را از دست داده، زندگی در قصر برایش مثل قبل نیست. مدتی بعد پادشاه دوباره ازدواج می کند و صاحب دختری زیبا به نام رخشاد می شود. اما پشت این خوشحالی، نقشه های وزیر بدجنس شروع می شود؛ او پای یک هیولا را وسط می کشد و کاری می کند که این موجود به شکل عجیبی به رخشاد وصل شود.
سورنا کم کم می فهمد نوزاد شب ها عوض می شود و اتفاق های ترسناکی می افتد؛ حتی اسب های شاه هم از خطر در امان نیستند. سورنا می خواهد حقیقت را بگوید و جلوی فاجعه را بگیرد، ولی پادشاه فکر می کند او از روی حسادت حرف می زند و همین باعث می شود سورنا از کاخ رانده شود. از اینجا ماجراهای اصلی شروع می شود؛ جایی که سورنا باید تنها، هم حقیقت را ثابت کند و هم با تاریکی ای که به قصر افتاده روبه رو شود.
| تعداد برگ |
240 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6003533837 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات