کتاب «شجاع مثل تو» اثر جیسون رینولدز از اون داستان هاییه که هم شیرینه هم سوال برانگیز. جینی قراره برای اولین بار همراه برادر بزرگترش ارنی از بروکلین دل بکنه و برن ویرجینیا پیش پدربزرگشان. همین سفر خودش کلی هیجان داره، اما وقتی جینی می فهمه پدربزرگ نابیناست، ذهنش پر از سوال می شه: چطور لباس هاش رو ست می کنه؟ چطور راهش رو پیدا می کنه؟ اصلا چطور تنها غذا درست می کنه؟
جینی اول فکر می کنه پدربزرگ شجاع ترین آدم دنیاست، ولی کم کم چیزهای عجیبی می بینه؛ مثلا این که پدربزرگ تقریبا هیچ وقت از خونه بیرون نمی ره. بعد هم یک اتاق مخفی پیدا می کنه که پدربزرگ بعضی وقت ها می ره اونجا و انگار از دنیا جدا می شه. همین کشف باعث می شه جینی به معنی واقعی شجاعت فکر کنه: شجاع بودن یعنی نترسیدن، یا یعنی با ترس ها روبه رو شدن؟
| تعداد برگ |
400 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
2016 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-600-353-429-2 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات