«شب شکار» جلد پنجم و آخر مجموعه «خون آشام» سیامک گلشیری است؛ یک داستان ترسناک و پرهیجان برای نوجوان ها که از همان صفحه های اول فضای وهم آلودش را می اندازد روی شانه تان. قهرمان قصه نوجوانی است که داستان های ترسناک می نویسد و وقتی پای یک تماس ناشناس و ماجرای خون آشام هایی که یک زمانی در تهران زندگی می کردند وسط می آید، زندگی اش از روال عادی خارج می شود. او هرچه می بیند و تجربه می کند را تبدیل به داستان می کند، اما همین نوشتن و چاپ کردن، دردسرها را بیشتر می کند و حس می کنید هر قدمی که جلو می رود، یک خطر تازه پشت در است.
در ادامه، پای یک خبرنگار به نام اشکان و یادداشت هایش درباره خون آشام ها به میان می آید؛ یادداشت هایی که بعد از یک اتفاق مرموز، تبدیل می شوند به سرنخ های مهم. نویسنده برای پیدا کردن این سرنخ ها وارد مسیر پرریسکی می شود و با آدم های تازه ای آشنا می شود؛ از جمله مهتاب که از تجربه های ترسناک خودش می گوید و قطعات پازل را کنار هم می گذارد. کم کم مشخص می شود خون آشام ها فقط یک قصه نیستند و حالا که رمان «جنگل ابر» چاپ شده، دیگر قرار نیست او را راحت بگذارند. اینجا است که چند نفر تصمیم می گیرند به جای فرار، حمله کنند و سراغ خانه مخوف خون آشام ها بروند؛ دیداری که پایان بندی مجموعه را نفس گیر و غیرقابل پیش بینی می کند.
| تعداد برگ |
144 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6003530102 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات