یه لحظه برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم و وقتی دوباره رو به جلو شدم، یه دفعه و بی هیچ اخطاری دیدم یه درخت درست جلوی پام با صدای خفه ای افتاد. هنوز شوکه بودم که از پشتش یه موجود سیاه و گنده بیرون زد؛ قد و هیکلش چند برابر یه آدم معمولی بود. سرما مثل برق از زیر پوستم رد شد و پام به زمین چسبید. مغزم قبول نمی کرد چطور تونسته این قدر بی صدا ازم رد بشه و جلوتر کمین کنه.
داستان «سلحشوران پارله آن» توی سرزمینی می گذره که حال و هوایش آدم رو یاد ایران باستان می ندازه؛ جایی که قهرمان ها باید رو در روی اهریمن هایی بایستن که همیشه هم شکل و شمایل مشخصی ندارن. گاهی خودشون رو مثل آدم های عادی جا می زنن، گاهی با حقه و شعبده سر و ته قضیه رو هم می آرن، یه وقت هایی هم پای جادو وسطه. اما بیشتر وقت ها همون قدر ترسناک و مرموزن که آدم دلش می خواد هر چی زودتر بفهمه آخر این نبرد به کجا می رسه.
| تعداد برگ |
472 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1400 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9643699567 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات