کتاب «روزی که یاد گرفتم عنکبوت ها را اهلی کنم» اثر یوتا ریشتر (انتشارات افق) داستان پسری به اسم راینر است؛ پسری که به خاطر اوضاع بد خونه و مادری که بیمار و گرفتار الکل است، نه کسی حواسش به تمیزی و ظاهرش هست و نه کسی به رفتارش رسیدگی کرده. همین باعث شده تو مدرسه و محله بهش برچسب بزنند و ازش فاصله بگیرند، در حالی که خودش فقط دلش می خواهد مثل بقیه بچه ها دوست داشته باشد و با بقیه بازی کند.
اون طرف ماجرا، دختربچه ای همسایه راینر است که از گربه و مخصوصا عنکبوت وحشت دارد و هرچی هم به پدر و مادرش می گوید، جدی نمی گیرند. وقتی این ترس را با راینر در میان می گذارد، راینر هم کمکش می کند گربه را دور کند و حتی بهش یاد می دهد چطور با ترسش از عنکبوت کنار بیاید. کم کم بین این دو که هرکدام به شکلی تنها و نادیده گرفته شده اند، یک دوستی واقعی شکل می گیرد؛ دوستی ای که قرار نیست با حرف مردم و قضاوت بقیه خراب شود، هرچند همین قضاوت ها تصمیم گرفتن را برای دختر سخت می کند.
| تعداد برگ |
120 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1398 |
| سال انتشار میلادی |
2000 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6003533776 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات