کتاب «تهوع» ژان پل سارتر (منتشر شده در ۱۹۳۸) از آن رمان هایی است که بیشتر از این که دنبال داستان پردازی معمول باشد، می بردت وسط حال و هوای ذهنی یک آدم. روایت به شکل یادداشت های روزانه آنتوان روکانتن است؛ یک مورخ تنها که در شهری به اسم بوویل زندگی می کند و کم کم احساس عجیبی سراغش می آید؛ چیزی که خودش اسمش را می گذارد «تهوع». این حس وقتی شدت می گیرد که به چیزهای ساده مثل درخت، سنگ، کافه، یا حتی بدن خودش نگاه می کند و ناگهان می فهمد اشیا هیچ دلیل محکم و «معنای آماده» ای ندارند؛ فقط هستند و همین «بودنِ بی دلیل» می تواند آدم را گیج و حتی وحشت زده کند.
سارتر با همین تجربه روزمره و در عین حال ترسناک، حرف اصلی اگزیستانسیالیسم را ساده و ملموس می کند: جهان قرار نیست خودش به زندگی ما معنا بدهد و این ما هستیم که باید معنا را بسازیم. ولی این آزادی، راحت و رمانتیک نیست؛ بیشتر شبیه یک مسئولیت سنگین است، چون هر انتخابی که می کنی پای خودت نوشته می شود. فضای کتاب گاهی تلخ و سنگین است و شاید برای کسی که دنبال اتفاق های پرهیجان و قصه کلاسیک است کند پیش برود، اما اگر به فلسفه، ذهن آدم ها و سوال های جدی درباره معنا، آزادی و تنهایی علاقه داشته باشی، «تهوع» می تواند یک تجربه تاثیرگذار و ماندگار باشد.
| تعداد برگ |
240 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
1938 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6227859447 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات