کتاب «Crenshaw» از کاترین اپلگیت یک داستان خوش خوان و تاثیرگذار برای کودک و نوجوان است که خیلی ساده و صادقانه درباره فقر و بی خانمانی حرف می زند. قصه از نگاه جکسون، یک پسر ده ساله شروع می شود؛ پسری که عاشق علم و منطق است و اصلا با خیال پردازی میانه ای ندارد. اما وقتی اوضاع مالی خانواده اش دوباره به هم می ریزد و خطر از دست دادن خانه نزدیک می شود، دوست خیالی قدیمی اش یعنی «کرنشا» برمی گردد؛ یک گربه بزرگ و بامزه که گاهی شیطنت می کند و گاهی حرف هایی می زند که دقیق می رود سر اصل ماجرا.
حضور کرنشا فقط یک فانتزی ساده نیست؛ بیشتر شبیه راهی است که جکسون با کمک آن می تواند ترس ها و نگرانی هایش را بفهمد و درباره شان حرف بزند، مخصوصا وقتی بزرگ ترها سعی می کنند همه چیز را پنهان کنند تا او ناراحت نشود. این کتاب بدون این که زیادی تلخ شود، حس اضطراب، شرم و بی ثباتی را که بچه ها در چنین شرایطی تجربه می کنند خوب نشان می دهد و در کنارش پیام مهمی هم دارد: گاهی حقیقت، حتی اگر سخت باشد، از سکوت و پنهان کاری بهتر است. «Crenshaw» یک رمان کوتاه اما پر احساس است که هم لبخند می آورد و هم آدم را به فکر می برد.
| تعداد برگ |
135 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-1250043238 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات