یه جاهایی تو زندگی آدم می رسه که دیگه نمی تونه مثل قبل ادامه بده؛ یه اتفاق یا یه شوک کوچیک کافی است تا دردهایی که مدت ها قایمشون کرده بود، رو بیاره رو. همون وقت هاست که آدم دلش می خواد خودش محکم بایسته، بدون این که منتظر حمایت کسی باشه یا بخواد کسی مدام نگرانش بشه.
گاهی برای آروم شدن باید از خودت و از حال و هوای قبلی فاصله بگیری؛ یه جور کوچ کردن. عوض کردن فضا و رفتن از یه جا به یه جای دیگه می تونه مرهم روزهای سخت باشه و کمک کنه آدم از شلوغی رابطه ها و پیچ و خم حرف ها بیرون بیاد و به یه تنهایی شیرین تر و امن تر پناه ببره.
| تعداد برگ |
280 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1401 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222207533 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
معصومه باقری |

چاپ و صفحه آرایی میتونست بهتر باشه، چشم رو خسته میکرد. اما خود داستان گرم و تاثیرگذار بود.
چند جمله ها و توصیف ها به نظرم کلیشه ای بود و میشد کوتاه ترش کرد. با این حال روایتش رو دوست داشتم و تا آخر کشوند.
به نظرم برای نوجوان ها مناسب تر از بزرگسال هاست، چون تجربه های ملموس مدرسه و خانواده داره. اگر دنبال رمان پند آموز اما نرم هستید، انتخاب خوبیه.
معمولی بود برام؛ نه بد نه شاهکار. تم روانشناختی داره ولی خیلی عمیق نمیره و بیشتر برای شروع خوبه.
من قبلا صفر مطلق رو از همین نویسنده خونده بودم و با این یکی هم ارتباط گرفتم. قلمش روانه و شخصیت ها قابل لمس اند.
برای پسر ۱۲ ساله بد نیست چون مستقیم درباره سیگار تبلیغ نمیکنه و بیشتر پیامدها و انتخاب ها رو نشون میده. ولی پیشنهاد میکنم والدین هم کنارش در جریان داستان باشن.
حدود یک هفته هر شب چند صفحه میخوندم. نکته مثبتش اینه که انگیزشی رو تو قالب داستان میگه نه جمله های کلیشه ای.
یه روزه خوندمش. داستان کشش داشت و چند جا واقعا به فکر فرو میبره.
من برای خواهرزاده ۱۲ سالم گرفتم و خودش تو ۳ روز تمومش کرد. فضای نوجوانانه و درس های غیرمستقیمش خوبه و نصیحتی نیست.