«دخترعموی من راشل» اثر دافنه دوموریه یک رمان پرکشش و رازآلود با حال و هوای گوتیک است که تا آخرین صفحه آدم را بین شک و باور نگه می دارد. داستان را فیلیپ اشلی تعریف می کند؛ جوانی که بعد از مرگ عجیب پسرعمویش آمبروز، سرنخ ها را دنبال می کند و به نامه هایی می رسد که از بیماری های شدید و بدگمانی نسبت به همسر تازه اش، ریچل، حرف می زنند. فیلیپ هنوز درست و حسابی نمی فهمد چه اتفاقی افتاده که ریچل بی خبر وارد زندگی او می شود و همه چیز را به هم می ریزد.
ریچل شخصیتی دوپهلو و وسوسه کننده دارد؛ گاهی مهربان و دوست داشتنی است و گاهی آن قدر مرموز که نمی شود به راحتی به او اعتماد کرد. فیلیپ که اول کار با دید بد به او نگاه می کند، کم کم درگیر جذابیتش می شود، اما تردید مثل سایه دنبالش می آید: ریچل بی گناه است یا پشت این ظاهر آرام یک نقشه پنهان کرده؟ این کتاب فقط یک قصه عاشقانه نیست؛ درباره وسواس مالکیت، حسادت، قدرت و این است که چقدر می شود از آدم ها مطمئن بود. اگر داستان های پرتعلیق و روان شناختی دوست دارید، این رمان انتخاب خیلی خوبی است.
| تعداد برگ |
480 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1400 |
| سال انتشار میلادی |
1951 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6004680394 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات