مادر مارکو از آن مامان هایی است که فکر می کنند همه چیز خطرناک است و مدام می گوید دست به هیچی نزن. ولی مارکو مثل خیلی از بچه ها زیاد گوش نمی دهد و کار خودش را می کند. تا این که یک روز یک اتفاق بد می افتد و با ضربه یک چوب بیس بال بیهوش می شود.
وقتی مارکو به هوش می آید تازه ماجرا شروع می شود؛ همه چیز دور و برش عجیب و غریب شده و یک صدای مرموز انگار ول کنش نیست و کم کم کنترلش می کند. از این جا به بعد مارکو باید بفهمد این صدا چیست، از کجا آمده و چرا این قدر اصرار دارد وارد زندگی اش شود.
| تعداد برگ |
128 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1398 |
| سال انتشار میلادی |
1997 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6002911018 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات