اریک فوگلر و رفیق همیشگی اش این دفعه یک جایی گیر افتاده اند که اصلا شوخی بردار نیست: یک تابوت سنگی قدیمی، وسط یک گوردخمه تاریک در ایرلند! بعد از این که پدر و مادربزرگ اریک درست وسط تعطیلات اسکی حسابی آسیب می بینند و کارشان به بیمارستان می کشد، اریک مجبور می شود تنها برود ایرلند تا در قلعه عجیب میستی ابی کسل در مراسم خاکسپاری عمویش شرکت کند و برای آخرین بار او را ببیند.
اما از همان لحظه اول معلوم است این قلعه هیچ چیزش عادی نیست. همه جا بوی راز و بدشانسی می دهد و حرف از یک نفرین قدیمی به میان می آید: نفرین بانو بریانا د لوث. مرگ عمو هم آن قدرها که می گویند ساده و اتفاقی به نظر نمی رسد، انگار کسی یا چیزی حقیقت را قایم کرده... تازه اریک حس می کند یک سایه عجیب مدام دنبالش است، مثل این که پای خون آشام هم وسط باشد! اریک باید قبل از این که خودش هم قربانی قلعه شود، سر از ماجرا در بیاورد.
| تعداد برگ |
200 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2015 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222044961 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات