مامان از همان اولش هم مطمئن بود که اگر من بروم خانه ی آن ها، آخرش یک چیزی می شود و قشقرق راه می افتد. بابا هم طبق معمول با آن خنده های غازی اش گفت: «ای پنی قشقرق!» و انگار مهر تایید زد روی همه چیز. دیسی هم که کم نمی گذارد، فوری پرید وسط و گفت همه اش تقصیر توست، پنلوپه جونز!
من هم سعی کردم توضیح بدهم که ماجرا آن قدرها هم ساده نیست. گفتم من ابله نیستم، فقط شرایط طوری چیده شد که هر کاری می کردم یک جور بد برداشت می شد و همه چیز پیچیده تر می شد. توی این جلد، پنی با همان شیطنت ها و دردسرهای بامزه اش دوباره وسط یک عالمه سوء تفاهم و اتفاق خنده دار می افتد و باید somehow خودش را از این مخمصه جمع و جور کند!
| تعداد برگ |
148 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2011 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786008869948 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات