تا حالا فکر کردی نیمه خون آشام بودن باید خیلی باحال باشد؟ اصلا هم این طور نیست! بیشتر وقت ها اعصاب خرد کن و ترسناک است و آدم را کلافه می کند. توی این اوضاع، تنها چیزی که واقعا کمکم می کند همین وبلاگم است؛ جایی که می توانم همه چی را بنویسم و سبک شوم، وگرنه شاید از شدت فشار همه چیز را ول می کردم.
اما دردسرها وقتی جدی تر می شود که توی جنگل یک سری اتفاق های عجیب و وحشتناک می افتد و چند نفر مورد حمله موجودات ناشناس قرار می گیرند. تالولا می گوید پای ابر خون آشام ها وسط است و یک زنجیر اسرارآمیز هم دارد که هر وقت به آن ها نزدیک شود داغ می کند. راستش ته دلم خالی شده، چون حس می کنم ممکن است هر لحظه زنجیر داغ شود و آن وقت معلوم نیست چه بلایی سرمان می آید...
| تعداد برگ |
284 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2018 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786008869436 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات