یا پنیرهای مقدس! یه اتفاق خیلی عجیب افتاده بود؛ هر موشی که می دیدم می گفت «جرونیمو، تو رو فلان جا دیدیم که داشتی فلان کار رو می کردی!» ولی من هر چی فکر می کردم یادم نمی اومد اصلا اونجا بوده باشم. یه لحظه با خودم گفتم نکنه دارم عقل و هوشم رو از دست می دم و کلا پنیر به مغزم زده؟
اما خیلی زود معلوم شد قضیه چیز دیگه ایه: یکی دقیقا شبیه خودم پیدا شده بود و داشت خودش رو جای من جا می زد! از اون بدتر، کارش به جایی رسیده بود که روزنامه ی «جریده ی جوندگان» رو هم از چنگم در آورده بود. حالا باید هر جور شده این موش قلابی رو رو کنم و روزنامه م رو از پنجه های طمع کارش پس بگیرم، فقط مسئله اینه که چطور؟
| تعداد برگ |
131 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786008655916 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات