ترمز دستی و چراغ راهنما اسم دو تا قطعه ماشین نیست؛ اینجا دو تا رفیق بامزه اند که پایشان به یک ماجرای عجیب گیر می افتد. قرار است با هم یک ماموریت حسابی را جلو ببرند: از یک بزمجه ارث و میراث بابابزرگ پولدار را پس بگیرند! از همان اول قصه پر از نقشه، سوء ظن و اتفاق های خنده دار و غیر منتظره است و هر لحظه اش یک پیچ جدید دارد.
توی یکی از بخش های داستان، آن ها وارد اتاقی می شوند که اصلا شبیه اتاق بازجویی نیست و حتی خیلی هم شیک و وسوسه کننده به نظر می رسد. خانم گلابی با ذوق پیشنهاد می دهد بروند روی تخت فنری بپر بپر کنند؛ تختی که می تواند آدم را تا سقف پرت کند! ولی وقتی تو نقش جاسوس باشی، حتی یک بازی ساده هم می تواند بوی تله بدهد. این کتاب با زبان روان و شوخی های بامزه، ماجرایی پرهیجان برای بچه ها و نوجوان ها می سازد.
| تعداد برگ |
176 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222045784 |
| قطع |
خشتی |
| نویسنده |

نظرات