انیسه گوشه اتاقش نشسته بود، زانوهاش را بغل کرده بود و هی حرف های همدم توی سرش می چرخید. یک حس عجیب و تازه توی دلش افتاده بود؛ درست شبیه حال و هوای روزهای اول عید که همه چیز نو به نظر می رسد. انگار چیزی درونش تکان خورده بود و دیگر نمی توانست مثل قبل همان جا بماند.
از اتاق زد بیرون. راهروها ساکت بود و کسی پیدایش نبود. حیاط هم خلوت بود و باد برگ ها را روی زمین می غلطاند. انیسه برای اولین بار شروع کرد توی حیاط چرخیدن و یک دفعه دید کاخ چقدر می تواند قشنگ تر از همیشه باشد. دنیا جلوی چشمش رنگ دیگری گرفته بود، طوری که حس می کرد تازه به زندگی برگشته. گوشه حیاط پشتی هم گونی های سنگ نمک و سیب زمینی روی الوارها چیده شده بودند و تصویر تازه ای از پشت پرده زندگی آنجا بهش نشان می داد.
| تعداد برگ |
107 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2018 |
| نوع جلد |
زرکوب |
| شابک |
9786008025009 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات