ملکه زیر لب چیزی زمزمه می کند و دست هایش را باز می کند؛ همان لحظه انگار همه چیز زیر و رو می شود. قدش مثل یک کوه بالا می رود، دست هایش تبدیل به دو بال سیاه و بزرگ می شود و صورتش شکل یک اژدها را می گیرد. بدرباسم که اوضاع را می بیند، بدون مکث بر می گردد و با تمام توان می دود و از شهر می زند بیرون.
او وسط بیابان، نفس نفس زنان فرار می کند و از پشت سر صدای بال زدن را حس می کند. چند ثانیه بعد اژدها جلوی راهش روی زمین می نشیند و بدرباسم مسیرش را عوض می کند، اما فایده ای ندارد؛ چنگال های بزرگ دور تنش حلقه می شوند و یک دفعه از زمین کنده می شود. اژدها او را بالا می برد و بدرباسم می فهمد ماجرا تازه دارد جدی تر می شود.
| تعداد برگ |
176 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2018 |
| نوع جلد |
زرکوب |
| شابک |
9786008869795 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات