تو کتاب «وال بال بازی!» از مو ویلمز، دوباره سر و کله ی فیگی و فیلی پیدا می شود؛ دو تا دوست بامزه که همیشه از دل یک اتفاق ساده، یک ماجرای حسابی درمی آورند. این بار فیگی با ذوق دارد با توپش بازی می کند که یهو یک مرد بزرگ توپ را برمی دارد و می رود. فیگی ناراحت و کلافه می شود و می دود پیش فیلی تا کمکش کند. فیلی هم که همیشه اهل فکر و خیال و حساب و کتاب است، می خواهد مشکل را حل کند، ولی هرچه بیشتر به آن مرد بزرگ فکر می کند، بیشتر می ترسد و بدترین سناریوها را توی ذهنش می سازد.
داستان با همان شوخی ها و دیالوگ های تند و تیز ویلمز جلو می رود و وسط خنده، یک چیز مهم یاد می دهد: گاهی باید برای حق خودت بایستی، حتی اگر ترسیده باشی. فیگی شجاع تر جلو می رود و به فیلی یادآوری می کند بعضی وقت ها راه حل از چیزی که فکر می کنی نزدیک تر است. آخرش هم این دو دوست با همکاری هم از پس ماجرا برمی آیند و کتاب خیلی ساده و قابل فهم به بچه ها نشان می دهد ترس داشتن طبیعی است، ولی می شود با کمک دوست ها و کمی جرئت، مشکل را جمع و جور کرد.
| تعداد برگ |
61 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2013 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6008675365 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات