داستان کتاب «شهر دود» ما را می برد به شهری که اسمش از بس حال و روزش عوض شده، دیگر مثل قبل نیست. این شهر یک زمانی «شهر امید» بوده؛ اما از وقتی یک جادوگر از راه رسیده و همه چیز را به هم ریخته، کم کم امید از زندگی مردم رفته و شهر زیر سایه ترس و زورگویی مانده.
وسط این اوضاع، کاظم و مهسا و کیو همراه چند دوست دیگرشان دست به کار می شوند تا جلوی جادوگر بایستند و شهر را دوباره نجات بدهند. در این مسیر پای کبوترها هم وسط است و حتی یک کلاغ سحر باز به اسم آتور که حسابی به دردشان می خورد. این که کاظم چطور سر از شهر دود در می آورد، جادوگر دقیقا چه جور آدمی است و آخر این مبارزه به کجا می رسد، همان چیزی است که قصه را هیجان انگیز و دنبال کردنی می کند.
| تعداد برگ |
260 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222041366 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات