نمی دانم با این جوراب کثیف چه کار کنم. اگر بندازمش توی سطل، روبات زباله دان ۰۲۱ فوری بو می کشد و گزارش می دهد. اگر هم قاطی لباس های چرک کنم، روبات لباسشویی ۰۳۲ دوباره گیر می دهد و می نویسد «مورد مشکوک». پس بهتر است خودم یواشکی با دست بشورمش، در حالی که راستش تا حالا چیزی را با دست نشسته ام.
همین که می روم سمت دستشویی، صدای تق تق در اتاق می آید و یکی در می زند. قلبم می افتد به تند تند زدن. جوراب را هول هولکی می کنم توی یقه پیراهنم که دیده نشود. یعنی لو رفتیم؟ این قدر زود؟ عرق از پیشانی ام سرازیر می شود و هزار تا فکر توی سرم می چرخد؛ اگر کسی فهمیده باشد، تمام نقشه مان به باد می رود...
| تعداد برگ |
177 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786008025450 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات