مامان بزرگ معمولا زیاد حرف نمی زند، اما وقتی یک دفعه می گوید «خاک بر سرم!» یعنی قرار است یک ماجرای تازه شروع شود. فریدر هم که دست بردار نیست؛ از روی شیطنت و بازیگوشی با مامان بزرگ شوخی می کند و فکر می کند دارد بامزه بازی درمی آورد. مثلا یک روز همه گل های حیاط را می چیند تا یک دسته گل خیلی بزرگ به مامان بزرگ هدیه بدهد، اما خب نتیجه آن چیزی نمی شود که خودش انتظارش را دارد.
این کتاب پر از اتفاق های ریز و بامزه بین فریدر و مامان بزرگ است؛ رابطه ای که هم خنده دارد و هم گاهی مامان بزرگ را تا مرز از کوره در رفتن می برد. با این حال، معلوم است که این دو نفر حسابی همدیگر را دوست دارند و مامان بزرگ هم پا به پای شیطنت های نوه اش جلو می آید. «فریدر بلند داد می زند: مامان بزرگ!» یک داستان شیرین و سرزنده برای بچه هاست که از دل زندگی روزمره، لحظه های بانمک می سازد.
| تعداد برگ |
103 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
2000 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6004137430 |
| قطع |
خشتی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات