سنجابک حسابی گرسنه اش شده و تند تند می دود تا یک چیزی برای خوردن پیدا کند. همین طور که می رود، به یک تپه پر از علف می رسد و بالای تپه یک درخت گردو می بیند. دلش قنج می رود و با ذوق به سمتش می دود، اما حواسش نیست که جلوی پایش یک گودال است.
یک دفعه سر می خورد و به جای این که برسد بالای تپه، می افتد ته گودال. حالا سنجابک باید راهی پیدا کند که از آنجا بیرون بیاید و به گردوها برسد. آخرش چه می شود؟ اگر دوست داری بفهمی چه بلایی سر سنجابک خیلی گرسنه می آید، این کتاب را بخوان.
| تعداد برگ |
12 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1400 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6004135757 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات