بهار از راه رسیده و عید شده، اما دیو حسابی تنهاست و می داند عیدِ بی همدم مزه ندارد. برای همین راه می افتد سمت خانه نمکی تا او را با خودش ببرد. توی دلش هم هی می گوید کاش این دفعه نمکی یادش رفته باشد در هفتم را ببندد!
دیو چند قدم جلوتر می رود و شروع می کند یکی یکی درها را چک کردن؛ هفتم بسته است، پس ششم چی؟ پنجم چطور؟ هر در که جلوتر می رود، ماجرا هی پیچیده تر و هیجان انگیزتر می شود. آخرش چه می شود و نمکی از دست دیو در می رود یا نه؟ باید خودت «هفت در باز» را بخوانی تا بفهمی.
| تعداد برگ |
12 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1400 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6004138000 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات