هیربل یک بچه مریض و تنهاست که انگار هیچ جا برایش جا باز نمی کنند. پدر واقعی اش را ندیده و مادرش هم رهایش کرده، برای همین از همان اول زندگی اش پر از سختی بوده. وقتی حالش بدتر می شود، پدرخوانده و مادرخوانده اش هم از پسش برنمی آیند و آخرش او را به یک آسایشگاه می سپارند.
با این که هیربل از نظر ذهنی مثل بقیه بچه ها نیست، اما یک سری توانایی های عجیب و خاص دارد که کم کم خودش را نشان می دهد. مشکل اینجاست که هم سن و سال هایش او را پس می زنند و کسی نمی خواهد با او دوست شود. تنها کسی که بیشتر از بقیه تلاش می کند دنیای او را بفهمد، خانم مایر است؛ پرستاری که با صبر و مهربانی سعی می کند به هیربل نزدیک شود و تنهایی اش را کمتر کند.
| تعداد برگ |
68 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1400 |
| سال انتشار میلادی |
1973 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6001039980 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات