بهدخت منصوری توی سال های مدرسه عاشق مهران می شود و برای اولین بار طعم یک عشق واقعی را می چشد، اما اتفاقاتی می افتد که راهشان از هم جدا می شود. بعدتر پای صادق وسط می آید؛ مردی عصبی و خشن که با اصرار وارد زندگی بهدخت می شود و حاصل این ازدواج دختری به اسم عسل است. زندگی کنار صادق و خانواده اش برای بهدخت پر از تنش و ترس است و بعد از پنج سال بالاخره کارشان به طلاق می کشد؛ ولی عسل پیش پدرش می ماند.
صادق تهدید می کند عسل را به کانادا می برد تا بهدخت دیگر دنبال دخترش نگردد. حالا بهدخت در ۳۶ سالگی، تنها و دل شکسته، با خانجون زندگی می کند و با کمک مالی عمویش ناصر روزگار می گذراند. او تصمیم می گیرد سر و سامان تازه ای به زندگی اش بدهد و دنبال کار می رود تا این که پرستاری یک دختر کوچولوی دوست داشتنی به اسم روژین را قبول می کند. روژین مدام یاد عسل را برای بهدخت زنده می کند و او را به مرور گذشته و امیدِ دوباره برای دیدن دخترش می کشاند.
| تعداد برگ |
583 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1396 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9642362103 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
سیمین جلالی |

نظرات