کتی که حالا 31 ساله است، برمی گردد به خاطرات کودکی اش در مدرسه ای خاص به نام هیلشام؛ یک مدرسه شبانه روزی آرام در حومه انگلستان که بچه ها را از دنیای بیرون دور نگه می داشتند. آنجا به دانش آموزها مدام القا می شد که آدم های ویژه ای هستند و باید خیلی مراقب جسم و روحشان باشند، چون قرار است در آینده نقش مهمی در جامعه داشته باشند.
سال ها می گذرد و کتی تقریبا همه چیز را کنار می گذارد و به فراموشی می سپارد، تا وقتی که پای دو نفر از دوستان قدیمی اش دوباره به زندگی اش باز می شود. همین دیدارها مثل یک جرقه عمل می کند و کتی کم کم مجبور می شود با حقیقت پشت آن روزهای به ظاهر بی نقص رو به رو شود. «هرگز رهایم مکن» با روایت ساده و بی ادا، آرام آرام سنگینی احساسات و تلخی پنهانش را رو می کند و تا مدت ها در ذهن می ماند.
| تعداد برگ |
368 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2005 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9643116279 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
کازوئو ایشی گورو |
| مترجم |
سهیل سمی |

غمگین و قشنگ.
فضای هیلشم و اون اخلاق زیستی پشت ماجرا واقعا تکان دهنده بود. من برای باشگاه کتابخوانی خوندم و بحث هایی که بعدش شکل گرفت خودش ارزش خرید رو داشت. قلمش ساده است اما اثرش سنگینه.
به نظرم همه پسند نیست. من یک هفته طولش دادم اما با سبک روایت خیلی ارتباط نگرفتم و حس سردرگمی داشتم. ایده عالیه ولی اجرا برای من جذاب نبود.
من بعد از دیدن فیلم رفتم سراغ کتاب و طی ۳ شب تمومش کردم. کتاب خیلی عمیق تر از فیلمه و روابط شخصیت ها طبیعی تر در میاد. تنها ایراد برای من این بود بعضی توضیحات تکراری می شد.
ترجمه نشر ققنوس رو گرفتم و در کل راضی بودم. متن ساده است ولی احساسات شخصیت ها خوب منتقل می شه و آدم بعدش زیاد فکر می کنه. اگر دنبال اکشن و اتفاق پشت سر هم هستید شاید باب میل نباشه.
داستان متفاوت و فکر برانگیز بود و ایده اش خیلی خوب دراومده. ولی ریتم نیمه اول برام کند بود و چند بار نزدیک بود رها کنم. آخرش بهتر شد.
برای من که تو رفت و آمد روزانه می خوندم (حدود دو هفته)، فصل ها کوتاه و خوانا بود. نقطه قوتش فضاسازی و اون حس دلشوره دائمیه. ایراد کوچیکش اینه بعضی جاها عمدا مبهم می گه و ممکنه کلافه کنه.
فقط بگم تاثیر گذار بود.
من حدود ۱۰ روزه دارم می خونمش و تازه تمومش کردم. روایت خیلی ساده و آرومه ولی کم کم اون تلخی پشت داستان میاد و تا آخر ولت نمی کنه. ترجمه غبرایی رو داشتم و روان بود.