کتاب «قلعه اوترانتو» اثر هوراس والپول (انتشارات ققنوس) را خیلی ها شروع رسمی رمان گوتیک می دانند؛ داستانی که از همان اول شما را می برد وسط یک قلعه قدیمی و وهم آلود، پر از راهروهای تاریک، نشانه های عجیب و اتفاق هایی که با عقل جور در نمی آید. فضای قرون وسطایی، راز و رمز، ترس ملایم اما ماندگار و حس تعلیق، کاری می کند مدام بخواهید صفحه بعد را بخوانید و بفهمید پشت این همه نشانه و نفرین چه حقیقتی خوابیده است.
ماجرا وقتی جدی می شود که درست در روز عروسی کنراد، پسر مانفرد (ارباب قلعه)، یک کلاه خود غول پیکر از ناکجاآباد سقوط می کند و او را می کشد. از اینجا به بعد مانفرد برای حفظ قدرت و ادامه دادن نسلش دست به تصمیم های خطرناک می زند و ایزابلا را وارد بازی ترسناک خود می کند؛ در حالی که تئودور، جوانی که ظاهرش ساده است، کم کم به کلید باز شدن رازهای قلعه تبدیل می شود. این رمان علاوه بر هیجان و ماوراء طبیعی، درباره عطش قدرت، ترس از سرنوشت و هزینه انتخاب های اشتباه هم حرف می زند و دقیقا به همین دلیل هنوز هم خواندنی است.
| تعداد برگ |
214 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1764 |
| نوع جلد |
سلفونی |
| شابک |
978-6220405450 |
| قطع |
پالتویی |
| نویسنده | |
| مترجم |

فضاسازی عالی.
بد نبود.
برای من که شب ها قبل خواب می خونم خیلی جذب کننده بود. تصویر سازی ها قویه و تعلیقش خوبه.
من برای کلاس داستان نویسی گرفتم و به درد تحلیل فضا سازی خورد. ریتم بعضی فصل ها کند میشه ولی کلیت کار ارزش داره.
سه شب پشت سر هم خوندم و تموم شد. فضای داستان عالیه و متن تمیزه، برای شروع ادبیات گوتیک انتخاب خوبیه.