داستان «بنفش مایل به لیمویی» در پاریس اتفاق می افتد؛ جایی که نادر به همراه همسرش آیدا و پسرشان پویا مهمان شیانه فرازمند است؛ بازیگر تئاتری که سال هاست در آنجا زندگی می کند. از همان دیدارهای اول کم کم معلوم می شود بین این آدم ها گذشته ای پیچیده وجود دارد و رد یک نفر مدام در حرف ها و سکوت ها دیده می شود: درنا؛ دختری که نادر و شیانه سال هاست دنبالش می گردند اما پیدایش نمی کنند.
رمان با سه راوی جلو می رود و هر کدام از زاویه خودش تکه ای از ماجرا را می گوید تا تصویر کامل کم کم شکل بگیرد. فضای داستان رئالیستی است و مثل دیگر کارهای یاسمن خلیلی فرد، حال و هوای روانشناسانه هم دارد و بیشتر از هر چیز درگیر رابطه های انسانی در دنیای امروز می شود. نویسنده این کتاب را نوعی ادای دین به دنیای نمایش، سینما و تئاتر می داند.
| تعداد برگ |
351 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6220404293 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
یاسمن خلیلی فرد |

خوشم اومد و پیشنهادش می کنم.
برای من که هر شب قبل خواب 20 دقیقه می خواندم انتخاب خوبی بود. شخصیت ها واقعی بودند و توصیف مکان ها خوب بود، فقط یکی دو دیالوگ کمی شعاری شد.
من دنبال نقطه عطف پررنگ تر بودم و بعضی بخش ها حالت گزارش گونه داشت. اگر داستان های آرام و شخصیت محور دوست دارید احتمالا به دلتان می نشیند.
خیلی روان و خوش خوان بود.
بد نبود ولی سوژه برای من خیلی تازه نبود و چند تا اتفاق مهم را زود جمع کرد. با این حال نثر روانش باعث شد ادامه بدهم.
طی 3 شب خوندمش و لذت بردم. ساختار قصه منسجم بود و حس کردم نویسنده از اول می دانسته کجا می خواهد تمام کند.
من معمولا رمان عامه پسند دوست ندارم اما این یکی غافلگیرم کرد. تلخی کنترل شده داشت و تصمیم های شخصیت ها آدم را درگیر می کرد.
اسم کتاب اولش برام سوال بود ولی وسط های داستان معنی انتخابش جا افتاد. روایت متفاوت و شخصیت پردازی ملموس داشت.
دو هفته تو رفت و آمد مترو می خواندمش. کشش داستان خوب بود و توصیف فضاها باورپذیر، ولی بعضی جاها ریتم یکدست نبود و کمی افت می کرد.
من تو 5 روز تمومش کردم. نثر روان و دیالوگ ها خیلی طبیعی بود و شخصیت های میانسال برام نقطه قوت اصلی کتاب بود. پایان بندی هم جمع و جور و قابل قبول بود.