کتاب «هیس» نوشته محمدرضا کاتب و منتشر شده توسط انتشارات ققنوس، یکی از رمان های متفاوت و تجربه گرا در ادبیات معاصر ایران است؛ اثری که در سال ۱۳۷۹ جایزه کتاب سال منتقدان را هم گرفته. کاتب اینجا مثل روایت های معمول جلو نمی رود و داستان را همان طور که انتظار دارید تحویل تان نمی دهد؛ بیشتر کاری می کند که خودتان تکه های ماجرا را کنار هم بگذارید و از دل روایت ها به نتیجه برسید.
داستان با چند صدای مختلف شکل می گیرد: پاسبانی که گاهی دل رحم است و گاهی خشن و مدام بین خواستن و نخواستن گیر می کند؛ جهانشاه که معلوم نیست قاتل است یا قربانی یا چیزی بین این دو، و با لذت درباره میل ها و اتفاقات زندگی اش حرف می زند؛ و حتی نویسنده ای که وسط راه حذف می شود و ادامه داستان را به دیگران می سپارد. همین چند روایتی بودن باعث می شود «هیس» با هر بار خواندن، یک جور تازه به نظر برسد و هر خواننده برداشت مخصوص خودش را از ماجرا داشته باشد.
| تعداد برگ |
288 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1999 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9789643112059 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
محمدرضا کاتب |

حدود دو هفته است می خوانم و فضای داستان ها خیلی روان و تصویری است. چاپ و کاغذ هم خوب بود و چشم را کمتر خسته می کند.
برای مطالعه قبل خواب گرفتم و انتخاب خوبی بود. زبان ساده است ولی سطحی نیست و چند جا واقعا درگیرم کرد.
خیلی دوستش داشتم.
یک ماه است کم کم می خوانم و برای سفر و مترو عالی است چون فصل ها کوتاه تر حس می شود. نقطه قوتش فضاسازی و جمله بندی است.
سه چهار شب پشت سر هم خواندم و قلم نویسنده به دلم نشست. فقط یکی دو بخش ریتم کند می شود و مجبور شدم برگردم دوباره بخوانم.
خوب بود و ارزش خرید دارد.
حدود ده روز است دارم می خوانم و حس و حالش واقعی و نزدیک به زندگی است. نقطه قوتش شخصیت پردازی و پایان بندی بعضی قسمت هاست.
برای هدیه دادن گرفتم و طرف مقابلم هم راضی بود. تنها ایراد این بود که در نسخه ای که به من رسید چند صفحه کمی کم رنگ چاپ شده بود.
دو هفته استفاده کردم و هر بار چند صفحه می خواندم چون سنگین نمی شود. اگر دنبال داستان خیلی پرحادثه هستید شاید معمولی به نظر بیاید ولی برای حال و هوای آرام پیشنهاد می کنم.