کتاب «هرمنوتیک فلسفی و نظریه ادبی» نوشته جوئل واینسهایمر (نشر ققنوس) سراغ یک سوال جذاب می رود: ما متن ها را چطور می فهمیم و چرا تفسیر همیشه به زمان و جایگاه خواننده ربط دارد؟ نویسنده با نگاهی ساده تر و قابل دنبال کردن، مسیر شکل گیری سنت هرمنوتیک را از شلایرماخر تا ریکور مرور می کند و بعد نشان می دهد گادامر چرا در هرمنوتیک قرن بیستم این قدر اثرگذار شده است. ایده اصلی این است که فهمیدن متن فقط یک «کار» مکانیکی نیست؛ بیشتر شبیه یک میل و کشش است که در دل تاریخ و تجربه های ما شکل می گیرد.
واینسهایمر در ادامه، درباره نگاه گادامر به زبان هم توضیح می دهد؛ این که زبان فقط مجموعه ای از نشانه ها نیست و بین کلمه ها و جهان بیرون، هم شباهت هست هم فاصله. بعد به بحث استعاره می رسد و روشن می کند استعاره چطور کمک می کند افق ذهنی ما با افق تاریخی متن به هم نزدیک شود (همان آمیختگی افق ها). تاکید کتاب روی گفت و گو و زنده ماندن معناست: اثر ادبی وقتی «کار می کند» که مدام دوباره خوانده و فهمیده شود. در فصل پایانی هم به بحث اثر کلاسیک می پردازد و دقیق تر می گوید چه وقت و چرا یک اثر را «کلاسیک» می نامیم.
| تعداد برگ |
247 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
1991 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9643113735 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
جوئل واینسهایمر |
| مترجم |
مسعود علیا |

نظرات