کتاب خلیج نقره ای اثر جوجو مویز یک رمان عاشقانه و احساسی است که ماجرای زنی به نام لیزا مک کالن را دنبال می کند؛ کسی که از گذشته اش دل خوشی ندارد و سعی می کند با دخترش هانا یک زندگی آرام تر بسازد. خلیج نقره ای با ساحل های دست نخورده و آدم های صمیمی اش برای لیزا مثل یک پناهگاه امن است، جایی که فکر می کند بالاخره می تواند نفس راحت بکشد.
اما این آرامش وقتی به هم می خورد که مایک دورمر برای یک کار و قرارداد تجاری سر و کله اش در هتل عمه لیزا پیدا می شود. مایک قرار بوده فقط چند روزی بماند، ولی کم کم درگیر فضای عجیب و دوست داشتنی هتل و مخصوصا شخصیت مرموز لیزا می شود. برخورد این دو دنیا، داستانی پرکشش از عشق، انتخاب های سخت و تغییر مسیر زندگی را می سازد که تا آخر همراهت می ماند.
| تعداد برگ |
400 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2007 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-600-7845-90-5 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
جوجو مویز |
| مترجم |
یاسمن فروغی فر |

سه روزه تمومش کردم چون کشش داشت و فصل ها کوتاه و خوش خوان بود. تنها ایراد برای من این بود که پایان بندی می تونست قوی تر و کمتر عجولانه باشه.
اگر اولین باره از جوجو مویز می خوانید، این کتاب شروع بدی نیست چون راحت خوانده می شه و حس خوب می ده. ولی اگر دنبال بار احساسی خیلی عمیق هستید شاید «دختری که رهایش کردی» بیشتر راضی تان کند.
من دوستش داشتم.
تو سفر خوندم و باعث شد مسیر اصلا خسته کننده نشه. نقطه قوتش ریتم و تصویر سازی هاست، فقط بعضی جاها قابل حدس می شد.
به نظرم نسبت به چند کار دیگه از مویز که خوندم، محتوا یه کم سبک تر بود. با این حال داستان سرگرم کننده است و برای کسی که دنبال کتاب سنگین نیست گزینه خوبیه.
روون و دلنشین بود.
برای مطالعه شب ها قبل خواب گرفتم و حدود دو هفته طول کشید تمومش کنم. شخصیت پردازی و توصیف فضا خیلی خوبه و آدم راحت باهاش ارتباط می گیره.
من نسخه زبان اصلی رو خوندم، اولش چند فصل طول کشید تا دستم بیاد و وارد داستان بشم. بعدش روان تر شد و ارزش ادامه دادن داشت، فقط شروعش کمی کند بود.
اولین کتابی بود که از جوجو مویز خوندم و واقعا جذب فضا سازی و حال و هوای تابستونیش شدم. توی حدود یک هفته تمومش کردم و برای سبک رمان عاشقانه اجتماعی انتخاب خوبیه.