کتاب «تو» نوشته کرولاین کپنس، یک رمان روانشناختی و پرتعلیق است که داستانش را از زبان «جو گولدبرگ» می شنویم؛ یک کتابفروش ظاهرا معمولی در منهتن. روایت طوری جلو می رود که انگار جو دارد مستقیم با «تو» حرف می زند؛ همان دختری که تازه وارد کتابفروشی اش شده: «گوینویر بک». آشنایی شان ساده و حتی دوست داشتنی شروع می شود، با گپ های کتابی و علاقه مشترک به ادبیات، اما کم کم می فهمیم جو فقط یک آدم عاشق پیشه نیست و نگاهش به رابطه، رنگ و بوی وسواس دارد.
هر چه بک بیشتر وارد زندگی جو می شود، جو هم مرزهای اخلاق را بیشتر کنار می زند و برای «حفظ کردن» او از چیزهایی که خطر می داند دست به کارهای عجیب و ترسناک می زند؛ از کنترل و زیر نظر گرفتن گرفته تا حذف کردن آدم هایی که فکر می کند بین او و بک مانع هستند. در مسیر داستان با شخصیت هایی مثل پیچ سلینجر، بنجی و دکتر نیکی هم روبه رو می شویم و همین ها تنش و هیجان قصه را چند برابر می کنند. «تو» همان کتابی است که هم مجبورت می کند صفحه ها را تندتر ورق بزنی، هم بعدش ذهنت را درگیر می کند.
| تعداد برگ |
368 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2014 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222540166 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
کرولاین کپنس |
| مترجم |
فریبا محمدی |

حدود دو هفته طول کشید تمومش کنم چون بعضی فصل ها سنگین بود، ولی کلیت داستان خاص و متفاوت بود. اگر از شخصیت های خاکستری خوشت میاد انتخاب خوبیه، فقط انتظار عاشقانه شیرین نداشته باش.
آخرش ترکوند.
من خیلی تعریف شنیده بودم اما برای من وسط های کتاب خسته کننده شد. ایده جذابه و پایان شوکه کننده است، ولی طولش می تونست کمتر باشه.
جو رو اصلا دوست نداشتم ولی دقیقا همین حس ناراحت کننده بودنش کتاب رو واقعی تر کرده. اگر دنبال هیجان روانی هستی ارزش خرید داره.
من نسخه ترجمه رو گرفتم و تو مسیر رفت و آمد هر روز 30 دقیقه می خوندم. داستان متفاوت بود و پایان بندی محکم داشت، فقط بعضی اصطلاحات ترجمه یکدست نبود.
سه شب پشت سر هم قبل خواب خوندم و حسابی درگیرم کرد. نقطه قوتش پرداخت شخصیت و تعلیقه، ولی اوایل داستان یه کم کند شروع می شه.
یک عاشقانه متفاوت و تاریک.
شخصیت جو واقعا اعصاب خرد کنه ولی همین باعث شد ادامه بدم. آخرش هم شوکه کننده بود، برای کسی که عاشقانه متفاوت می خواد پیشنهاد می کنم.
من حدود 10 روزه دارم می خونمش و راستش غافلگیر شدم. فضای دلهره آورش خوبه و ریتمش بیشتر جاها آدم رو نگه می داره، فقط بعضی جاها درگیری های ذهنی جو زیادی تکرار می شه.