کتاب «شیر سیاه» از الیف شافاک (نشر میلکان) یک روایت صمیمی و خواندنی از دوره ای است که نویسنده بعد از به دنیا آمدن اولین فرزندش از سر گذراند. شافاک از حال و هوای افسردگی پس از زایمان، اضطراب ها و احساس گناهی می گوید که باعث شد مدتی نوشتن را کنار بگذارد و حتی به قدرت کلمه ها شک کند. این کتاب بیشتر شبیه یک درد دل عمیق و واقعی است؛ از همان هایی که آدم موقع خواندنش حس می کند تنها نیست.
شافاک برای توضیح کشمکش های درونی اش، جنبه های مختلف شخصیت خودش را مثل چند صدای متفاوت کنار هم می آورد و سعی می کند بین نقش مادری و میل شدید به خلق کردن و نوشتن، یک جور تعادل پیدا کند. در این مسیر، تجربه های خودش را با سرگذشت و حال و روز نویسنده هایی مثل سیلویا پلات، ویرجینیا وولف، آلیس واکر و زلدا فیتزجرالد گره می زند تا نشان بدهد چطور می شود با این دوگانه های سخت کنار آمد و دوباره راه برگشت به نوشتن و زندگی را پیدا کرد.
| تعداد برگ |
256 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2007 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6008812135 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

آخرش کمی نا امیدم کرد.
خوب بود و به درد فکر کردن می خوره.
من نسخه با عنوان شیر سیاه رو گرفتم و تو ۵ شب خوندم. قوتش اینه که دودلی های واقعی رو بی پرده می گه، ضعفش اینه که گاهی تکرار می کنه.
با این قیمت ها خریدش سخت شده، ولی محتواش متفاوت و جدی تر از چیزیه که از عنوان بعد از عشق برمیاد. اگر دنبال رمان عاشقانه هستید نخرید.
من ۲ هفته ای تمومش کردم و بعدش کلی با همسرم درباره تقسیم مسئولیت و بچه دار شدن حرف زدیم. به نظرم این یعنی کتاب کار خودش رو کرده.
کتاب خوبیه ولی بعضی فصل ها مثل بخش زن های بند انگشتی رو چند روز طول کشید تا رد کنم چون کش دار می شد. در کل ارزش خوندن داره اگر دنبال نگاه اجتماعی و روانی به نقش زن هستید.
برای من که تازه بعد از زایمان برگشتم سر کار، خیلی قابل لمس بود و حس کردم تنها نیستم. نقطه قوتش اینه که قضاوت نمی کنه و تجربه شخصی نویسنده رو صادقانه می گه.
صادقانه بگم اصلا شبیه ملت عشق نیست و بهتره با این انتظار نخرید. از نظر محتوا تامل برانگیزه و چند جاهاش آدم رو می بره تو فکر.