کتاب «روزی که نمایشگرها از کار افتادند» از دنی والاس، یک داستان بامزه و در عین حال فکر برانگیز برای بچه ها و نوجوان هاست. قصه از جایی شروع می شود که استلا، یک دختر ده ساله، صبح از خواب پا می شود و می بیند هیچ چیزی که صفحه نمایش داشته باشد کار نمی کند؛ نه گوشی، نه تبلت، نه تلویزیون و حتی نمایشگرهای سطح شهر. این اتفاق کم کم معلوم می کند فقط مشکل خانه آنها نیست و انگار دنیا یک دفعه بدون صفحه نمایش مانده است. وقتی همه گیج و کلافه اند، خانواده استلا یک نگرانی مهم هم دارند: مادربزرگ در یک شهر دور حالش خوب نیست و باید somehow خودشان را به او برسانند.
قسمت جذاب ماجرا از سفر جاده ای آنها شروع می شود؛ سفری که این بار خبری از GPS و نقشه آنلاین نیست و باید با روش های قدیمی مسیر را پیدا کنند، از آدم ها آدرس بپرسند و با موقعیت های تازه کنار بیایند. توی این رفت و آمدها، هم روابط خانوادگی گرم تر می شود و هم استلا می فهمد خیلی از کارهایی که فکر می کرد بدون اینترنت غیر ممکن است، در واقع شدنی است. نویسنده بدون شعار دادن، خیلی طبیعی نشان می دهد وقتی تکنولوژی کنار می رود، حرف زدن، همکاری و اعتماد کردن چقدر پررنگ تر می شود و آدم ها چطور دوباره راه حل پیدا می کنند.
| تعداد برگ |
208 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2021 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222548278 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات