کتاب «کیمیا (دختر مولانا)» اثر ولید علاء الدین یک رمان متفاوت درباره شخصیتی است که از او خیلی کم می دانیم: کیمیا، دخترخوانده مولانا. داستان از جایی شروع می شود که راوی (خود نویسنده) برای یک کار پژوهشی مربوط به سالگرد مولانا از دبی راهی ترکیه می شود، به قونیه می رود و کم کم درگیر این سوال می شود که کیمیا چه سرنوشتی پیدا کرد و چرا انگار رد و نشانی از او نمانده است. او دنبال هر مدرک و روایت و حتی قبر کیمیا می گردد، با آدم های مختلف حرف می زند و کتاب های زیادی را زیر و رو می کند، اما هر چه جلوتر می رود ابهام ها بیشتر می شود.
نکته جذاب رمان این است که مرز واقعیت و خیال مدام جابه جا می شود؛ اتفاق هایی برای راوی می افتد که خودش هم مطمئن نیست بیدار بوده یا خواب می دیده. در کنار سفر و جستجوهایش در قونیه و جاهای اطراف، روایت هایی هم از زبان علاء الدین ولد (پسر مولانا) می آید و ماجراهای حضور شمس و ازدواج او با کیمیا دوباره جان می گیرد. نگاه کتاب هم با خیلی از روایت های رایج فرق دارد: کیمیا در این داستان بیشتر شبیه یک قربانی معرفی می شود؛ قربانی رابطه و دلبستگی مولانا به شمس. پایان سفر هم مثل شروعش ساده است، اما سوال های کیمیا تا مدت ها توی ذهن خواننده می ماند.
| تعداد برگ |
226 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2019 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9641917823 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات