لویی همیشه هر وقت پای نگهداری از حیوان های کوچیک وسط می آمد، آخرش یک جوری خراب می شد و شانس باهاش یار نبود. برای همین وقتی یک صبح پدرش یک الاغ کوچولو را که توی یک پتوی آبی پیچیده بود، آورد خانه، لویی حسابی جا خورد. الاغ بیچاره حال و روز خوبی نداشت و انگار هر لحظه ممکن بود از پا بیفتد، اما لویی همان لحظه تصمیمش را گرفت که هر طور شده نجاتش بدهد. اسمش را هم گذاشت وینزلو.
لویی دقیق نمی دانست چرا، ولی ته دلش حس می کرد اگر بتواند وینزلو را سرپا کند، یک جورهایی دارد به برادرش گاس هم کمک می کند؛ برادری که رفته بود خدمت سربازی و نگرانی اش مثل سایه دنبالشان بود. مشکل این بود که اطرافیان تقریبا امیدی به زنده ماندن وینزلو نداشتند و همه فکر می کردند این تلاش بی فایده است. حالا لویی می ماند و یک الاغ کوچولوی نیمه جان و امیدی که نمی خواهد خاموش شود.
| تعداد برگ |
118 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2018 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6004627894 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات