کتاب «چطور از دست قلدرها، کلم بروکلی، و تپه ی مارها جان سالم به در بردم» از جیمز پترسون (انتشارات آفرینگان) یک داستان بامزه و پر ماجرا برای بچه ها و نوجوان هاست. قهرمان قصه، ریف، با کلی ذوق و شوق برای یک تابستون هیجان انگیز راهی اردوگاه می شود، اما خیلی زود می فهمد این اردوگاه اون چیزی نیست که فکرش را می کرد و قراره حسابی غافلگیر شود!
تو اردوگاه، ریف با چند نفر هم اتاقی آشنا می شود و کم کم می فهمد رفاقت واقعی یعنی چی؛ مخصوصا وقتی می بیند بعضی ها به خاطر ظاهر یا اسم مسخره، بقیه را دست می اندازند. داستان هم کلی موقعیت خنده دار دارد و هم یواشکی یک درس خوب می دهد: آدم ها را نباید از روی قیافه و حرف مردم قضاوت کرد، چون ممکنه همون کسی که همه مسخره اش می کنند، تو دردسرها بهترین کمک شما باشد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.