«ویزگول و غذای قلنبه ی قهوه ای» (کیش کیش سرمگس) جلد سوم از داستان های بامزه ی ویز و دوست ریزه میزه اش، سرمگسه. ویز دنبال یه حیوان خونگی می گرده و آخرش با همین سرمگس دوست می شه؛ دوستی ای که حسابی شیطنت و خنده با خودش میاره.
توی این قسمت، سرمگس برمی گرده خونه و می بینه ویز بدون اینکه بهش خبر بده رفته پیک نیک! سرمگس هم گرسنه و دلخور راه می افته دنبال خوراکی محبوبش. از کنار همبرگر و پیتزا و حتی یه تیکه استخون رد می شه، اما هی «کیش کیش»ش می کنن و نمی ذارن نزدیک شه. حالا نوبت توئه حدس بزنی غذای مورد علاقه ی سرمگس چیه و اون «غذای قلنبه ی قهوه ای» دقیقا چی از آب در میاد!
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.