«نیه توچکا» از فئودور داستایفسکی اولین رمان های جدی اوست که حدود سال 1849 منتشر شد. جالب اینجاست که بخش پایانی داستان زمانی چاپ شد که خود داستایفسکی به خاطر ماجرای محفل پتراشفسکی دستگیر شده بود و بعد هم به سیبری تبعید شد؛ همین اتفاق ها باعث شد نتواند کتاب را دقیقا آن طور که می خواست جمع بندی کند. شروع رمان با زندگی یفیموف گره می خورد؛ یک موسیقیدان فقیر که از دل یک زندگی سخت بالا می آید، با یک ولگرد ایتالیایی آشنا می شود و ویولون را یاد می گیرد. استعداد موسیقی در او واقعی است، اما غرور، خیال پردازی درباره نابغه بودن، و افتادن به الکل کم کم همه چیز را خراب می کند؛ تا جایی که با یک ازدواج از سر پول و بعد هم سقوط به فقر و بدبختی روبه رو می شویم.
بخش های اول کتاب حال و هوای یک داستان کامل و پخته دارد و همان رگه های روانکاوانه و ریزبینی داستایفسکی را نشان می دهد؛ اما هر چه جلوتر می رویم، فضای قصه گاهی به رمانتیسم نزدیک می شود. نیه توچکا در ادامه خودش را در محیطی تازه و اشرافی می بیند؛ جایی که ظاهرا همه چیز برای آرامش او آماده است، ولی زیر پوست این آرامش، رقابت ها و دوستی های پیچیده بین دخترها و شکل گرفتن احساسات و وابستگی های عاطفی به خوبی واکاوی می شود. داستان با ورود به خانواده ای جدید چند سالی رنگ ثبات می گیرد، اما بحران هایی از راه می رسد که مسیر زندگی نیه توچکا را عوض می کند و خواننده را با سوال های جدی درباره رشد زودهنگام احساسات و بلوغ عاطفی در کودکی تنها می گذارد.
| تعداد برگ |
238 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1405 |
| سال انتشار میلادی |
1849 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222771621 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات